ميرزا على تبريزى ( شهيد )
17
مجموعه آثار قلمى ثقة الاسلام شهيد تبريزى ( فارسى )
يكشنبه دوم ماه امرى فوق العاده اتفاق نيافتاد دوشنبه 3 ماه ( شعبان ) شب دوشنبه يك نفر از دوستان را طلبيده و به او پارهء تلقينات كردم كه از جمله مهركردن قرآن بود . روز كه در مسجد حاضر شديم ، بعد از مدتى آقا ميرهاشم آمد و بالاى سكو رفت و خطابه بسيار طولانى خواند . و مفصل از سادات گفت و مقصودش جلب و جذب مردم به طرف خود و اظهار رياست بود كه بعضىها ملتفت بودند ، بالاخره عنوان كرد كه بايد قرآن مهر شود . قرآن را دراز كرد من پاشده قرآن را گرفتم ، آخر آن را جمعى از علماء و تجار مجتمعين قنسولخانه شرحى نوشته مهر كرده بودند . صفحه اول قرآن را من گرفتم به خط خودم شرحى نوشتم ، قرار شد يكىيكى برداشته مهر نمايند و بنشينند ، اول امام جمعه پاشده مهر كرد بعد ديگران ، مجتهد آنروز حاضر نبود ، وقت عصر تشريف آورده شرحى جداگانه نوشته مهر كرده بود . توضيح : در نامه هشتم شعبان 24 ، به برادرش مينويسد : در خانهاى كه براى علماء معين كرده بودند غايله سختى روى داد ، يعنى سيد هاشم كه مدير متحصنين قونسولخانه بود ، متهم شده بود كه براى او رشوه دادهاند ، كج بازى مىكند ، ميرزا على اكبر 8 كه يكى از متحصنين بود ، در مجلس به او پريد كه شكمت را پاره مىكنم ، او هم رو به بيرون قنسولخانه فرار كرد و داد زد كه گندمداران ميخواستند مرا بگيرند و پيش وليعهد بفرستند بعد از اين واقعه ديگر من ننشستم .